![]() |
![]() |
|
| گل بارون زده ی من گل یاس نازنینم نزار اشکاتو ببینم میشکنم پژمرده میشم |
|
چشم انتظار من باش تنها تو یار من باش ای آخرین امیدم ای نازنین ترین یار چشم انتظار من باش من زنده ام به یادت ای مهربون عاشق تنها به شوق دیدار عاشق تر از همیشه ماندی در انتظارم چون سایه لحظه لحظه تو بودی در کنارم نامی دگر به جز تو با قلبم آشنا نیست یه لحظه خاطراتت از خاطرم جدا نیست در خاطرت نگه دار عهدی که با تو بستم من که غرور خود را در پای شکستم ای تو همیشه با من، من با تو هستم بی تو بی قرار این قلب عاشق من ای هم نفس چه زیباست با تو نفس کشیدن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 8:32 PM توسط مهشید و مهسا |
|
|
می خواهم برایت بهترین دوستی باشم که تاکنون داشته ای . می خواهم که گوش جان به سخنانت بسپارم ، حتی اگر در مشکلات خویش غرق شده باشم ، آنگونه که هیچکس تا کنون چنین نکرده. می خواهم تا هر زمان که مرا طلبیدی در کنارت باشم ، نه اکنون ، بلکه هر زمان که خودت می خواهی. می خواهم رفیق شفیقت باشم ، می خواهم تو را به اوج برسانم. خواه توانش را داشته باشم ، خواه از انجام آن ناتوان باشم. می خواهم به گونه ای با تو رفتار کنم که گویی اولین روز تولد توست . نه آن روز خاص ، که تمام روز های سال به حرفهایت گوش خواهم داد هم بازی ات می شوم گاهی اوقات می گذارم که برنده شوی در کنارت می مانم در آن زمان که آهنگ نبرد کنی در کشاکش مبارزه با زندگی برایت دعا می کنم. می خواهم برایت بهترین دوستی باشم که تاکنون داشته ای. امروز، فردا و فرداهای دیگر تا آخرین لحظه حیاتم می پرسی چرا؟؟! زیرا تو نیز برایم بهترین دوستی هستی که تاکنون داشته ام. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 8:15 PM توسط مهشید و مهسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دوستت دارم
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|